محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

348

خلاصة الحكمة ( فارسى )

آله - ذكر « 1 » وضع حمل شد ؛ آن جناب ( ص ) فرمودند : « جناب اقدس الهى دو ملك مىفرستد در آن وقت : يك ملكى وسيع مىگرداند منفذ رحم را به حدّى كه جنين بر مىآيد ، و ملكى ديگر بعد از آن تنگ مىگرداند آن منفذ را » . يكى از صحابه برخاست و به عرض مقدّس رسانيد كه ملك دوم در خانهء من نيامده . آن جناب تبسّمى فرموده فرمودند « خواهد آمد » . من بعد هر وقت آن صحابى با زوجهء خود مقاربت مىنمود ، آن را قريب به بكارت مىيافت . و جرم و جوهر رحم بىحسّ است و حسّ بسيار ، فم آن راست ؛ جهت آن كه از ثقل جنين ايذا نيابد و به ريختن خون حيض حاد « 2 » بر آن نيز . و جرم آن را دو طبقه است : يك طبقهء ظاهر بيرونى ، و يك طبقهء باطنى آن . « 3 » و آن ، رگ‌هاى بسيارى دارد . و در محل اتّصال رگ‌هاى مذكوره و در جرم آن پستىها و گودىها است كه آن‌ها را « نقرات الرحم » نامند . و حيض از اين نقرات بر مىآيد . و غشاء مجلِّلِ جنين به همين نقرات مربوط مىباشد . و غذاى جنين از اين مواضع مىرسد به واسطهء ناف آن . و در باطن آن خمل است ؛ تا آن كه نطفه و جنين را در حال عَلَقه‌گى « 4 » و مُضغِه‌گى ؛ خوب ضبط و حفظ نمايد و نگذارد كه بلغزد و مندفع گردد . و نيز در طبقهء مزبوره ، دو خانه است ؛ يكى به جانب يمين و ديگرى به جانب يسار . امّا دَهَن و عنق آن هر دو يكى است . و گفته‌اند : تعدد خانه‌هاى رحم به شماره پستان حيوان مىباشد و چون انسان دو پستان دارد ، بطون رحم آن دو است و اكثر يك بچّه مىآورد و به ندرت دو و همچنين گاو و گوسفند و آهو و اسب و شتر و فيل كه از يك بچّه زياده نمىآورند ، مگر گوسفند كه به ندرت دو مىآورد . و امّا بز با وجود دو پستان داشتن ، سه و چهار و پنج بچّه مىآورد ؛ خصوص در ملك

--> ( 1 ) . ب : مذكور . ( 2 ) . ب : حار . ( 3 ) . ب : ( آن ) حذف شده . ( 4 ) . الف : علقى .